تركه تو قرعه كشي بانك شركت ميكنه، براش شيش ماه زندان در مياد!
===============================
تركه مي خواسته بميره وصيت مي كنه من كه مردم يه ميليون خرجم كنين
وقتي ميميره پسرش يه ميليون خر جمع ميكنه
===============================
از تركه ميپرسند: احمقترين خواننده كيه !؟ ميگه حبيب ! ميگن آخه چرا !!!؟
ميگه بابا اين مرتيكه خر داره گيتار ميزنه هي ميگه صداي دهل مياد !!!
===============================
يه روز تركه يه شماره تلفن پيدا ميکنه زنگ ميزنه ميگه: ببخشيد آقا من شمارتونو پيدا کردم آدرس بديد براتون بيارم!
===============================
از يه خر ميپرسن راسته که ترکا خرن ؟ ميگه يه مذاکراتي شده ولي ما زير بار نرفتيم
===============================
ترکه عينک دودي ميزنه ميره از خونه بيرون بعد پسرشو ميبينه ميزنه تو گوشش . پسره ميگه بابا چرا ميزني ؟ ميگه تو اين وقت شب بيرون چي کار ميکني ؟ پسره ميگه بابا شب نيست عينکتو بردار . ترکه عينکشو بر ميداره دوباره ميزنه زير گوش پسره . پسرش ميپرسه بابا واسه چي ميزني ؟ ميگه تو از ديشب تا حالا اينجا چه کار ميکردي
===============================
نوشته شده توسط محمد رضا بحرانی در چهارشنبه پنجم اردیبهشت 1386 و ساعت 9:26 بعد از ظهر